وقتی زندگی روی «حالت تعلیق» میرود
در دورههایی از زندگی، به دلایل مختلف، وقفهها و تعطیلیهای پیدرپی ایجاد میشود؛ شرایطی که باعث میشود روند عادی زندگی مختل شود و بسیاری از ما احساس کنیم همهچیز متوقف یا معلق شده است.
برنامهریزی میکنیم، اما برنامهها مدام به هم میریزند.
برای هدفی آماده میشویم، اما نتیجه آن به تعویق میافتد یا نامعلوم میماند.
بهتدریج، این تجربههای تکرارشونده ما را به جایی میرساند که حتی از برنامهریزی هم میترسیم؛ چون نمیدانیم قرار است چه اتفاقی بیفتد.
پیامد طبیعی این وضعیت، احساس ناامیدی، سرخوردگی و کاهش انگیزه است. حالتی که در آن فرد احساس میکند کنترل چندانی بر مسیر زندگی خود ندارد؛ انگار بین زمین و هوا مانده و تصمیمگیری برایش دشوار شده است.
در نهایت، برخی افراد ترجیح میدهند دیگر برنامهای نریزند و فقط منتظر بمانند تا شرایط مشخص شود؛ تصمیمی که اغلب با خستگی روانی، بیحوصلگی و افت انرژی همراه است.
در چنین شرایطی چه میتوان کرد؟
و اگر احساس میکنید فشار روانی بیش از توان شماست و این راهکارها کافی نیست، کمک گرفتن از روانشناس یک انتخاب آگاهانه و مسئولانه است.
در پایان، به یاد داشته باشید:
یکی از ارزشمندترین سرمایههای هر انسان، سلامت روان اوست. مراقبت از روان، بهویژه در روزهای بیثبات، یک ضرورت جدی برای ادامه سالم زندگی است.
دیدگاهتان را بنویسید